تبليغاتX
تنهایی من
کرکس...

انقدر خودم و مشغول کردم که وقت کم می یارم.

شاید بی حوصلگیم هم واسه همین باشه.

خیلی وقته که یه مسافرت نرفتم.مخصوصا سارایی که عاشق طبیعت و شهرای مختلفه.

حتی وقت واسه رسیدن به پرنده هامم ندارم.چند روز پیش عزیز ترین حیوونم و از دست دادم و برای رفتنش کلی گریه کردم.خودم و هیچ وقت نمی بخشم که نتونستم مراقبش باشم.

وقتی اومد پیش من مریض بود.نه می خوند نه پرواز می کرد نه می پرید،تقریبا لب مرگ بود.ولی شب و روز ازش مراقبت کردم.کنار بخاری نگهش می داشتم غذاهای مقوی بهش می دادم.روزی 3 بار آب و دونش و عوض می کردم،هر روز قفسش و می شستم.جوری بود که همه بهش حسودیشون می شد.تا اینکه کم کم شروع کرد پریدن و بعدم آواز خوندن.وقتی آواز می خوند گریم می گرفت که چی بود و چی شد.تازه می خواستم براش زن بگیرم ولی از سر به هواییه من از پیشم رفت.

نمی خواستم اینارو بگم ولی جایی و برای درد دل نداشتم.جاش برام خیلی خالیه و این و هیچ کس نمی فهمه.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 13:58 توسط سارا |
الهه ی نازم

سازم و بر می دارم و با تمام احساسم می زنم.

باااااااااز ای الهه ی ناز،با دل من بساز،کین غم جان گداز،...

 

خیلی با این آهنگ گریه کردم و خیلی هارو به گریه انداختم.

شنیدم آدم وقتی یه چیز رو برای خودش زیاد تکرار کنه توی زندگیش پیش می یاد.ولی واسه من این طور نشد،الهه ی ناز من توی لحظه هایی که نیازش داشتم دستم و ول کرد و رفت.با دلم نساخت تا از شرایطی که هستم بیرون بیام،تا خودم و پیدا کنم و خونه ی ویرون شدم و از نو بسازم.

دیگه مثل قبل براش مهم نیستم.انگار از چشمش افتادم.

دیگه با گریه هام گریه نمی کنه و با خنده هام نمی خنده.

دیگه براش مهم نیست چی کار می کنم و چی کار نمی کنم.

هر کاری که داره با دلم می کنه،هر کاری که می خواد بکنه،امیدوارم موفق باشه.من جز خشبختیه اون چیزی نمی خوام.کسی و ندارم که براش چیزی بخوام.

گلم هر جا هستی موفق باشی و پیروز.دوست دارم.

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 20:44 توسط سارا |
آخر خط...

تا حالا شده که به یه جایی برسین که هیچی نداشته باشین واسه موندن؟آینده ای پیش روتون نباشه؟همه چیزو همه کس و از دست داده باشین؟تا حالا شده خسته شده باشین؟از نفس کشیدن،از دیدن از شنیدن.تا حالا شده وقتی بیرون می رید و مردم و می بینید از زندگیه خودتون بیزار بشین؟

احساس می کنم به آخر خط رسیدم و هیچی ندارم تا بخوام براش بمونم.

 

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 21:38 توسط سارا |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا